نقاشی

بامداد رنگیهایم یاد خوب آمدنت را نقاشی کردم 
و جاده سفید رفتنت را خط خطی .....
کسی نیست که زندگی را برایم دیکته کند ، 
غلطهایم را بگیرد و دور روزهای اشتباهم خط بکشد  
 و مجبورم کند از روی تجربه هر کدام ده بار دوره کنم . 
جغرافیای بودن تو مرز دنیا را گرفته ، آنجا که توی ، 
 ماهیها توان رفتن ندارند چه رسد به من ......